کتاب «ملت عشق» اثر الیف شاکاف توسط ارسلان فصیحی ترجمه شد. این کتاب را انتشارات ققنوس منتشر کرده است و جزء کتابهای پرفروش در طرح پاییزه کتاب در سال 1395 بود .
رمان «ملت عشق» اثری عاشقانه و برخوردار از فرمی است که میتوان آن را دو رمان محسوب کرد در قالب یک رمان و دو روایت تو در تو که به صورت موازی روایت میشوند؛ اما در دو زمان مختلف جریان دارند. یکی قرنها پیش در شرق و یکی در زمان حال و در غرب (آمریکا) . بر این پایه اگرچه به ظاهر تفاوتهای بسیار زیاد و اساسی باهم دارند اما از آنجا که بنمایه هردوی آنها عشق و تاثیر آن در زندگی است بی شباهت به هم نیستند.
«ملت عشق» از یک سو داستان 1">دلدادگی و از دیگر سو داستان رهایی است؛ از یک سو به عشق زمینی میپردازد و از دیگر سو به عشق معنوی و جنبههای عرفانی عشق و زندگی اشاره میکند. این سویههای متقابل که در هر دو خط داستان دیده میشود. اغلب مفسران مثنوی بر این نکته تأکید میکنند که این اثرِ جاودان با حرف «ب» شروع شده است.

قسمت هایی از متن کتاب ملت عشق
سنگی را اگر به رودخانه ای بیندازی، چندان تاثیری ندارد. سطح آب اندکی می شکافد و کمی موج بر می دارد. صدای نامحسوس “تاپ” می آید، اما همین صدا هم در هیاهوی آب و موج هایش گم می شود. همین و بس. اما اگر همان سنگ را به برکه ای بیندازی… تاثیرش بسیار ماندگارتر و عمیق تر است. همان سنگ، همان سنگ کوچک، آب های راکد را به تلاطم در می آورد. در جایی که سنگ به سطح آب خورده ابتدا حلقه ای پدیدار می شود؛ حلقه جوانه می دهد، جوانه شکوفه می دهد، باز می شود و باز می شود، لایه به لایه. سنگی کوچک در چشم به هم زدنی چه ها که نمی کند. در تمام سطح آب پخش می شود و در لحظه ای می بینی که همه جا را فرا گرفته. دایره ها دایره ها را می زایند تا زمانی که آخرین دایره به ساحل بخورد و محو شود....
برچسب:
نویسنده: سام خلیلی